محمد معصوم البكري ( نامى )

216

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

ايشان از ان ولايت آمده بديار سند سكونت گرفتند « 1 » . و ميان سيد على كمال علم و زهد و سخاوت داشته . « 2 » و در ايام اوائل ربيع‌الاول در هر سال دوازده روز اطعمه وافر به فقراء و درويشان بروح سيدالمرسلين صلى اللّه عليه و سلم مىداده ، و در مزارات پيران مكلى سماع مىكرده . و آن مقدار حالت داشته‌اند كه به منع قضات و مفتيان و محتسبان از سماع ممنوع نمىشدند . و طرز سماع سند اينست : كه چندى « 3 » جمع مىشوند ، و به زبان ايشان ابيات بآهنگ مىخوانند ، و ايشان به ترانهء آن سماع مىكنند . و بعضى را حالت نيز دست مىدهد . و آنها را كه حالت مىشود [ مانند اسب ميدان مىكشند و مست مىشوند ] « 4 » . و هر يكى كمر ايشان گرفته نگاه مىدارد . و ايشان مىرقصند و ( b 161 . f ) آواز از دهن بلندتر مىكنند « 5 » . و آن دويست « 6 » و سيصد « 7 » آواز كه يك جا بر مىآيد صداى غريب بهم مىرسد ، و مسافت يك ميل « 8 » و يا بيشتر مىرود . و وفات مومى اليه در سنه 971 « 9 » و تاريخ وفات ايشان است « فات الحاتم بجوده » « 10 » . و خلف صالح ايشان سيد جلال الدين محمد نيز به زيور ورع و كمال آراسته ، و قدم بر جادهء پدر بزرگوار نهاده . [ و در جميع علوم يگانه زمان و وحيد عصر و آوان بودند . بمتانت طبع و لطافت ذهن بىنظير ، و در كمال مردمى و مروت ، با وجود قلت ادرارى كه داشتند ، زياده از پدر مردم بهره‌مند مىشدند ] « 11 » . تشرع « 12 » سيد جلال زياده از پدر « 13 » است .

--> ( 1 ) ف م نمودند ( 2 ) ح اينجا زياد دارد : چنانچه اكثر فضلاء و مسافر از خوان احسان ايشان بهره كلى مى يافتند ، و جزوى كه براى معيشت ايشان مقرر كردند هر سال نصف ازان عليحده كرده براى فضلا و كسانى كه براى زيارت حرمين شريفين مىرفتند مىداد ، و ميوه از هر قسم بوقت موسم قسمت نموده بمستحقان مى رسانيدند . و جناب مىرسيد على دوازده حج كرده بود ، و آثار بزرگى از ناصيهء او هويدا بود . ( 3 ) م چندى كمابيش ؛ ر : چندين مردم كم و بيش ، ح : چندين حكما ( 4 ) ح : مانند صوفيان افتان و خيزان و دست زنان مىشوند ( 5 ) ح م : مىكشند ( 6 ) ف : دوصد ( 7 ) ح : و آن هفصد با هشت صد آواز ( 8 ) ح : دو سه ميل ( 9 ) تمام نسخ اينجا بياض دارد الا ح كه « نهصد و هفتاد و يك » نوشته ( 10 ) م ندارد : و تاريخ وفات الخ ( 11 ) فقط ح دارد ( 12 ) ح : « شرح » بجاى « تشرع » ( 13 ) ف زياد دارد : بزرگوار